محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
321
مجمع الانساب ( فارسى )
فرستادند . ملك باقر منهزم شده به سبزوار آمد و از سبزوار به شيراز رفت و آنجا وفات يافت و ملك معز الدين حسين در مملكت خود ممكن گشت و به همه اطراف لشكر مىكشيد . آخر الامر بيمار شد و فرزندان خود را وصيت كرد كه ملك غياث - الدين قائم مقام او باشد و ملك محمد ، سرخس و بعضى از قهستان را متصرف شده ضبط نمايد و امراى لشكر چون امير در پادشاه يساول و امير حاجى زيرك و امير محمد سلطان شاه و امير حمزه و امراى ديگر را مصاحب ملك محمد گردانيده به سرخس فرستاد . چون ملك معز الدين حسين وفات يافت ميان برادران نزاع پيدا شد و دو سه نوبت جنگ اتفاق افتاد و ايلچيان آمد و شد مىنمودند . ملك غياث الدين التماس نمود كه امرايى را كه ذكر رفته پيش خود نگاه ندارد . ملك محمد ايشان را عذر خواست . همهء جماعت امرا به سبزوار به حضرت سلطنت پناه صاحبقران اعظم نجم الدنيا والدين خواجه على خلد اللّه ملكه آمدند . بعد از آن ملك محمد كه داماد امير محمد - بيك ارغون شاه بود پيش او آمد او را گرفته در طوس نگاه داشتند . بعد از چندگاه از طوس گريخته با دو سه كس به سبزوار آمد و بندگى حضرت آنچه طريقهء اشفاق و الطاف بود دربارهء ايشان مبذول فرمودند و او با سرخس رفت و بعد از اين از آنجا التجا به حضرت امارت پناه نويين ممالك اسلام امير تمور تومان خلد اللّه تعالى ملكه نمود و اكنون بعضى از مملكت ملك مغفور ، ملك غياث الدين در تصرف دارد و بعضى ملك محمد . و ملك محمد ملازم نويين اعدل امير تمور است كه ولايت هرات را محاصره دارد . ذكر امير عبد اللّه مولاى و اولاد و احفاد او كه پيشتر ذكر رفته چون امير عبد اللّه وفات يافت از پسران او امير محمد بيك قائم مقام شد و آن مملكت را به عدل و داد آراسته گردانيد و در ايام دولت او مردم به فراغت و رفاهيت بسر مىبرد [ ند ] . چون پيشتر ذكر رفته كه ميان ملك معز الدين حسين و امير عبد اللّه منازعتى بود پيوسته لشكر به قهستان مىآورد و خرابى مىنمود و ولايت ايشان باز - مىستاند . چنانچه امير محمد بيك مضطر شد و پناه با سرداران سبزوار داد و بعد از